سديد الدين محمد عوفى
400
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
و كمال و ظرافت بديد بر وزير آفرين كرد و گفت : عذر اين خدمت كه كردى به هيچ تربيت عوض « 1 » نتوان كرد « 2 » ، چه از براى تحرى رضاى ما « 3 » و قطع زبان خصمان خود را از نعمت قضاى وطر « 4 » كه « 5 » سبب لذت حيات و راحت عمر و بقاى نوع و حصول نسل است « 6 » محروم گردانيدى . و او را به تشريف « 7 » فاخر مشرف گردانيد و در ملك و دولت خويش دست مطلق گردانيد « 8 » و اين جمله بهواسطهء « 9 » محافظت و شرايط « 10 » حزم بود كه اگر پيش انديشى نكرده بودى احتمال داشتى كه جماعتى از خصمان تير قصد بر هدف نهاد او روان كردندى تا او را بىروان كردندى اما چون جانب حزم را رعايت كرد ضرر خصمان را كفايت كرد . [ امير اسماعيل براى ممانعت از احسان و اطعام كه آن جوانمرد مىكرد چه عذر آورد ] حكايت ( 15 ) آوردهاند كه در عهد اميراسماعيل سامانى مردى بود « 11 » متمول « 12 » و با نعمت و در حوالى مروالرود بر سر شاهراهى نشسته بود و دست به اكرام و اطعام برگشاده ، و چندان ثروت داشت كه حواشى آن حوالى از انعام و مواشى او تنگ مىآمد « 13 » . و هركس كه بر آن شاهراه بگذشتى او را ضيافت كردى « 14 » و بر مايدهء احسان خود نشاندى « 15 » ، تا كار « 16 » بدانجا ادا كرد « 17 » كه جمله خلقان « 18 » زبان به ثناى او برگشادند و ذكر خير او « 19 » در افواه « 20 » افتاد وصيت كرم او در جهان منتشر « 21 » گشت « 22 » و آن خبر به سمع اميراسماعيل رسيد . به نزديك او مثال « 23 » فرمود كه اگر چنانست
--> ( 1 ) متن و مج و بنياد - عوض ( 2 ) مج و بنياد : گفت ( 3 ) متن : قطع ما ، مپ 2 : ما ( 4 ) مپ 2 - نعمت قضاى و طر ( 5 ) مپ 2 : چيزى كه ( 6 ) متن - نسل است ( 7 ) مج : تشريفى ( 8 ) متن و مپ 2 - و در ملك و دولت خويش دست مطلق گردانيد ( 9 ) مچ : ثمره ( 10 ) مج - و شرايط ( 11 ) متن + با ( 12 ) متن و مپ 2 و بنياد : متومل ( 13 ) مپ 2 - و چندان ثروت داشت . . . تنگ مىآمد ( 14 ) مج : ضيافت او را بواجب لازم داشتى ( 15 ) مپ 2 - و بر مايده احسان خود نشاندى ( 16 ) مپ 2 + او ( 17 ) مج : بدانجا رسيد ( 18 ) مج : خلوتى ( 19 ) مج : خيرش ( 20 ) مج + عالم ( 21 ) مج : سمر ( 22 ) مپ 2 - وصيت كرم . . . . گشت ( 23 ) مج + ارسال